رقص تقدیر حتما کبریا کبریا!!!

0
نوروز افسانه‌ای سال ۱۴۰۴ هجری شمسی پس از سال‌های نه چندان دور و دراز بالاخره از راه رسید تا بدون جنگ؛ بدتر از جنگ نشانه‌ای باشد ز رسم موسی بنده ربنا گرچه دیر بگویند کجاست رخش تسبیح مریم‌شناس؟؟؟
این که نقش تسبیح نسرودند چنین و چنان جای شکرش ربناست بس که نفس تقصیر سرودند جانم کبریا کبریا!!!
ببینید تحقیر و تمسخر و کذا بابت ادعای حتما هیچ هیچ یک یا چند هزار هزار پیر و جوان می‌تواند ریشه در فساد قدرت و احیانا ثروت؛ حتما ضعیف و کذا بسرایند آره سوگلی چنین و چنان! افق ۱۴۰۴ بالاخره از راه رسید گرچه بزمش ز رسمش حتما همان رقص آهوی چنین و چنان! این که دریا ساختن درد گشت و حتما سرما چشیدن بخت، قرن ۲۱ بایستی سرود؛ جانم قوم ناز موسی تنها بوسه جان بس که موسی هم حتما چنین و چنان!
اساسا مذهب همچون پول و ثروت وسیله است گرچه درست است هر که بامش بیش، برفش بیشتر چرا که بازخواست سلیمان کی بود همچون بوسه بوسه امیر سلیمان‌نشان؟؟؟
فرعون‌جان ظاهرا به وسیله ضربات متعدد چاقو و یا تیزی توسط دو نفر از نیروهای خودی بله گرچه غیرخودی هم حتما موساد و چند زار و کذا کذا!!!
قرآن کریم عبرت قوم موسی بهر همگان ناز یا زار سرود گرچه ملتی که چه از لحاظ دین و آیین و چه از لحاظ نعمت‌های گوناگون و در عین حال امکانات بعضا استثنایی به راستی در آستانه قله قرار داشت، به واسطه هر چه حتما آزمون چنین و چنان؛ قله چشید ز طعم چنین و چنان …
ببینید بحث یهود و اعراب اسرائیل یا فلسطین پیچیده اما بحث افغان‌های غالبا پایین‌ترین سطوح شغلی و در عین حال خوشحال، عمدتا قانع و بعضا امیدوار در سایه‌سار افغان‌های عموما ایرانی در طول تاریخ، دارای مذهب شیعه یا سنی یعنی مسلمان و در عین حال جایگزینی مقیاس کمتر نسبت به مهاجران فرار کرده و کذا کذا کجای دل باباجان؟؟ ها؟؟
این که هر گناه و پلیدی قرآن بهر حتما ملت امام حسین جانم بله کنار، این که ظلم به غیر بله چیز دیگر بود زار زار؛ در بین آه و نفس مسلمانان قرن ۲۱، اول مردم روهینگیا و دوم مردم سوریه و سوم تازه مردم غزه در حالی که مردم غزه نیز به هیچ وجه جنگشان بوسه نبود ز رسم حتما تنها چند بار کل اعراب در مقابل اسرائیل تا جنگ قدرت بعد عمری نسرایند هزار هزارش حتما چنین و چنان …

حرف حرف باباجان نیز خسته خسته ***** بس که مسیح و یهود و غیر نشسته

این چنین منت گشت آره دسته دسته ***** تا نگویند عصا کجا ای پیر نشسته

اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

دیدگاه بسته شده است