رویا و ثریا گرم بزم طلانشان!!!

0
آتش‌بس در باریکه غزه می‌توانست پیش از طوفان الاقصی شروع شود و در عین حال مردم اعم از یهود، مسلمان، مسیحی، دروزی و غیر پس از سالیان متمادی به یک مجلس ناز می‌سرودند؛ تنها یک قطره ز دریای جان جانان بس که خورشید ماه و فوج فوج دروازه ماه در حالی که به هر تقدیر تبعات افسانه چنین و چنان با نابودی جمهوری اسلامی گره خورده بود چرا که با نابودی محور موسوم به مقاومت در عمل جمهوری اسلامی نیز بیش از پیش از تهی خالی گشت وای وای …
ایالات متحده و همدستان حتما خبیثش با عرض پوزش بله بیشتر عاشق بندگان خدا تا موارد دیگر چرا که عمری مرگ و هزار هزار، سایه سرودند؛ شکار شکار بس که آینه پس آینه برگ و زار زار ..
این که ظاهرا همه می‌دانسته‌اند و بهر حتما هیچ، کبیرشان جریان گذاشتند که آره هیچ غلطی بماند، این که بندگان خدا هیچ نپرسیدند روزه ما کجا و بوسه شما کجا ز رسم حتما عقرب و کبری شکار شکار؛ ریز به ریز نباید آواز گرفت هیچ به هیچ جانم وای وای …
شاید زمان آن رسیده باشد که خاورمیانه جدید دست به دست بنوازند مست ز مست ای امیر نوبت‌نشان!!! پس اول و دوم خیر بلکه اول و آخر جانم مشق تقدیس خورشیدنشان!!! تا بوده، همین بوده و بیشتر جانم گرم بزم سراسر طلانشان!!!
به احتمال زیاد ترک‌ها به واسطه پناهندگی و حمایت از سوری‌ها بله در حالی که جمهوری اسلامی تعبیر خواب پریشان بله و این چنین تا اینجا عدالت بله گرچه رسم نیستی ز فقیران باشد مقاوم و درمانده به رسم کیستی باشد عدالت خیر چرا که بیسوادی و فقر هر یک بلا و جمع یکدیگر اعظم بلا …
بنده کماکان نیستی کامل حوثی‌ها پیشنهاد نمی‌دهم گرچه دست دوستی ز رسم میز مذاکرات بهر صدقه و احیانا جفا بایستی یکسری اصلاحات ضمیمه گیرد از قبیل آموزش و آب و نان بهر همگان حلال تا حداقل بساط قصه قصه تکرار نگردد ز رسم غصه غصه …
در بحث حزب ا… و کذا نیز بایستی ریز اشاره ساخت که توان نظامی معلوم و توان اقتصادی حتما نامعلوم بس که چمدان ز چمدان بایستی اسکناس و زر و سیم چنین و چنان؛ لبنان بحران‌زده پس اسرائیل خرج خرج غزه و غیر می‌توانند به وسیله استخراج منابع موجود توافق برسند گرچه کمی دشوار است …
خورشید گر بگوید حرام ***** هیچ نگوید امیرش حلال
بس که عالم همه نگاه ***** تا هندو بگوید آه حلال
گرچه امیرشان سراغ ***** هویج بگویند جانم حلال
اشتراک گذاری

درباره نویسنده

امیر بهلولی

امیر بهلولی که نام کامل ایشان «امیر بهلولی دیزگاه» می‌باشد؛ یک شهروند ایرانی است که مهم‌ترین هدفش ایجاد اعتبار می‌باشد تا به وسیله آن دغدغه‌های مختلف خودش، کشورش و احیانا سایر کشورها را حل نماید. امیر بهلولی مولف 3 کتاب «طلا»، «تورم یا حباب تورمی؟» و «گفته‌ها و ناگفته‌های بورس ایران ...» می‌باشد که هر کدام رویه متفاوتی را طی نموده‌اند. کتاب نوشتن به زبان فارسی به هیچ وجه خوشایند نیست و بدیهی است که امیر بهلولی نیز این موضوع را درک کرده است. در حال حاضر شرایط کشور به شکلی است که نویسندگان کتب مختلف شاید تنها برای سرگرمی و احیانا کسب اعتبار به نوشتن می‌پردازند. نکته جالب اینجاست که روند چاپ کتاب در ایران در حال حرکت به سمتی است که ناشران نه تنها پولی بابت چاپ کتاب به نویسندگان پرداخت نکنند بلکه هزینه‌های چاپ کتاب را نیز از آن‌ها دریافت کنند! بها و ارزشی که مردم به کتاب می‌دهند نیز بسیار عجیب شده است به گونه‌ای که کتاب نوشتن را با موتورهای جستجو مرتبط می‌دانند و در نهایت کلید چاپ کتاب‌های گوناگون را فضای مجازی می‌دانند! با توجه به مطالب گفته شده، امیر بهلولی اولویت اصلی خود در موضوع چاپ کتاب را بر پایه تالیف کتاب به زبان انگلیسی و چاپ آن در خارج از ایران قرار داده است. نویسنده مذکور اعتقاد دارد که به اندازه کافی درباره اقتصاد ایران سخن گفته است و این موضوع در نوشته‌های وی واضح و مبرهن می‌باشد. بنابراین ایشان قصد دارند که از تکرار مطالب مختلف در حوزه اقتصاد ایران پرهیز نمایند و تنها در صورت ضرورت مطلبی را ذکر نمایند.

دیدگاه بسته شده است